السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
273
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
اما ترتيبى كه ميان امام و مأمومين ، و نيز ميان صفوف متعدد مأمومين در نماز جماعت برقرار مىشود ، نمونهاى است از يك ترتيب وضعى و قراردادى ، زيرا امام مىتواند جاى خود را به يكى از مأمومين بدهد ، و هريك از مأمومين نيز مىتوانند جاى خود را تغيير دهند ؛ و هيچ لزومى ندارد كه مثلا حسن در جلو باشد و حسين پشتسر او بايستد ، بلكه ممكن است حسين جلو بايستد و حسن پشت سر او واقع شود ؛ مضافا بر اينكه اصل جلو قرار گرفتن امام يك امر قراردادى است كه شارع مقدس آن را جعل كرده است . در مثال يادشده اگر محراب مسجد را مبدأ در نظر بگيريم امام ، متقدم و مأموم ، متأخر خواهد بود ، زيرا امام و مأموم هردو نسبت قرب و نزديكى به آن مبدأ دارند ، و در اصل اين نسبت مشتركاند ، اما امام بهرهء بيشترى از نسبت قرب به محراب دارد . و اگر مبدأ را درب مسجد فرض كنيم ، قضيه به عكس مىشود ، و آخرين صف مأمومين متقدم بر همه ، و امام متأخر از همه خواهد بود . تقدم و تأخر زمانى از روشنترين موارد و مصاديق تقدم و تأخر ، تقدم و تأخرى است كه ميان اجزاى زمان و نيز ميان پديدههاى واقع در زمان ( - حوادث زمانى ) وجود دارد كه به آن تقدم و تأخر زمانى گفته مىشود . ديروز بر امروز ، و امروز بر فردا تقدم دارد ، فروردين بر ارديبهشت تقدم دارد ، و سال 70 بر سال 71 تقدم دارد ؛ همچنين حوادثى كه در ديروز رخ داده بر حوادثى كه در امروز واقع مىشود تقدم دارد ، و به همين ترتيب . تقدم و تأخر ميان اجزاى زمان و امور زمانى ، اگرچه محسوس نيست ، اما در وضوح و روشنى همانند امور محسوس است ؛ همچون اصل زمان ، كه اگرچه پديدهاى محسوس نيست ، اما حقيقتى واضح و آشكار است ، و لذا شبه محسوس خوانده مىشود . تقدم و تأخر ميان اجزاى زمان و امور زمانى ، تقدم و تأخر انفكاكى نيز خوانده مىشود ؛ زيرا در اين نوع تقدم و تأخر ، متقدم و متأخر هرگز با هم وجود و تحقق نمىيابند ؛ بلكه وجود متأخر پس از معدوم شدن متقدم امكانپذير است . در اين نوع از تقدم و تأخر ، ترتيب ميان اجزاء و نيز جهت ترتيب آنها يك امر حقيقى است ، و به هيچوجه بستگى به اعتبار و قرارداد ما ندارد ؛ يعنى اوّلا : ديروز و امروز حقيقتا متعاقب و پىدرپى هستند ، چه ما بدان توجه بكنيم يا نكنيم ، و چه آن را اعتبار بكنيم يا نكنيم و ثانيا : ديروز حقيقتا پيش از امروز و